جزئیات
دانلود Docx
بیشتر بخوانید
بسیار خب، به تو اجازه میدهم چند کلام آخر را بگویی. چه میخواهی بگویی؟ چیز دیگری هست؟ نه؟ خوب است. حداقل هنوز اندکی خرد داری. صادقانه به من بگو: آیا احساس میکنی که خوب هستی؟ آیا احساس میکنی با اقداماتی که به هر شکلی، از طریق زیردستانت یا خودت، علیه من انجام میدهی، آیا فکر میکنی که بهاندازهٔ کافی خوب هستی؟ آیا فکر میکنی خوب هستی؟ نه؟ پس دربارهٔ خودت چه میگویی؟ چند ثانیه به تو فرصت میدهم فکر کنی. گفتی "خوب نیستی"؟ گفتی که خوب نیستی. بسیار خب. درست میگویی. سعی کن کاری انجام دهی که خودت را اصلاح کنی. آنوقت در حکم مجازات یا مدت حبس تو تجدیدنظر میکنم. قول میدهم. اگر واقعاً و صادقانه توبه کنی و به بهتر شدن دنیا کمک کنی، شرایط را برایت بهتر خواهم کرد. دیگر هیچ جنگی نباشد. فقط صلح و شادی باشد. افرادی که خودشان بدکارند، یا به مجازاتی همانند مجازات تو محکوم میشوند یا بیدار و روشنضمیر خواهند شد، کارهای نیک انجام میدهند، به 'خدا' دعا میکنند و تا زمانی که من هنوز اینجا هستم، میتوانند در همین زندگی رستگار شوند. فعلاً خداحافظ. آرام باش، در صلح باش، خوب باش، توبه کن و برای بخشش و رستگاری به 'خدای' قادر مطلق دعا کن. خداحافظ. 'خدا' را شکر کن باش که 'او' حتی اجازه داد با تو صحبت کنم. من قدری برکت و عشق برایت میفرستم، به این امید که واقعاً کمکت کند بیدارتر شوی و رنج دیگران را بهتر درک کنی؛ رنجی که از کنترل نظام مسمومِ نیروی منفی ناشی میشود رنجی که از سلطه نظام مسمومِ نیروی منفی ناشی میشود که مدتها پیش این دنیا را تصاحب کرد و به سرقت برد. 'خدا' را سپاس. آمین. بگذار همهٔ آنها توبه کنند و بیدار شوند. باید از پادشاه صلح نیز عمیقاً سپاسگزار باشی. او پادشاه صلح است، اما ترجیح میدهد او را شاه صلح صدایش کنم تا کمتر حرف بزنم؛ من هم خستهام. از او تشکر کن که حتی با من تماس گرفت تا بهخاطر او، با تو صحبت کنم، چون او پسر خوبی بوده و کارهای خوب زیادی برای من انجام میدهد. به او فرصتی دادم تا به تو کمک کند با من ارتباط برقرار کنی. اما همیشه اینطور نخواهد بود، مگر اینکه موضوعی فوری در میان باشد، کار واقعاً خوبی انجام داده باشی که لازم باشد آن را تأیید کنم و از مجازاتت بکاهم. این کار باید واقعاً بزرگ و برای همه انسانها و دیگر موجودات این سیاره سودمند باشد. فعلاً خداحافظ. آه، منظورم پادشاه صلح بود. از تو سپاسگزارم و فعلاً خداحافظ. 'خدا' حفظت کند. آه، درضمن، موضوع مهمی هست که میخواهم به تو بگویم. خوب گوش کن و مطابق آن عمل کن. دو کشور هستند، در واقع دو کشور جزیرهای هستند. یکی تایوان (فورموسا) است، دیگری بریتانیا. آنها بهشدت و بهشکلی زورگویانه تهدید شدهاند، چون برخی از زیردستانت بر رهبران کشورهای دیگر تأثیر گذاشتهاند تا بیایند یا صلح و هماهنگی این دو کشور را تهدید کنند. آنها به فرمان 'خداوند'، تحت حفاظت شخصی من هستند. هر یک از زیردستانت که به هر نحوی نسبت به این دو کشور رویکرد جنگطلبانه داشته باشد یا بکوشد به این دو کشور آسیب برساند، این دو کشور سالهاست که با تهدیدهای شدیدی روبهرو هستند - هر یک از زیردستانت یا هر کسی که به زیردستانت گوش میدهد و به این دو کشور آسیب برساند، شاید در ظاهر پیروز شوند، اما هر کسی که در چنین جنگی علیه این دو جزیره شرکت کند، شخصاً با من و فرمان 'خدا' مخالفت کرده است. بنابراین ۱۰۰ نسل از تکتک آنها، هر یک از کسانی که از فرمان تو پیروی میکنند یا صرفاً از روی طمع و بیرحمی چنین میکنند، بیش از ۱۰۰ نسل از آنها، تا ابد در جهنم باقی خواهند ماند یا حداقل در سیستم فیزیکی، بهکلی نابود خواهند شد. شهرتشان، نامشان، ثروتشان، شادیشان و روابطشان پیوسته دچار اختلال، آشفتگی یا نابودی خواهد شد. پس به زیردستانت هشدار بده. باید دست از این کار بردارند، وگرنه با مجازاتی ابدی در زمین و پس از آن، برای همیشه در جهنم، روبهرو خواهند شد. تو میدانی که حقیقت را میگویم. تو مرا میشناسی. پس این آخرین هشدار است. بریتانیا، بهویژه انگلستان، وقتی من وضعیتی بریتانیا، بهویژه انگلستان، وقتی من وضعیتی شبیه یک پناهنده جنگی داشتم، مرا پذیرفت. آن زمان هنوز پناهندهای در کار نبود، اما پس از پایان جنگ، من یک پناهنده شدم. آنها مرا پذیرفتند و چنان از من حمایت کردند که انگار در انگلستان به دنیا آمده و بزرگ شده بودم و جز آنجا جایی برای رفتن نداشتم. آنها چنین حمایتی از من کردند. انگلستان اینگونه است. پس آن را کشور خود میدانم. دربارهٔ کشور دیگر، که زادگاهم است، هنوزهم مطمئن نیستم آیا بتوانم به زادگاهم بازگردم. هنوزهم مطمئن نیستم آیا بتوانم به زادگاهم بازگردم. هنوز تهدیدها و سخنان منفی زیادی در اینترنت دیده میشود، و بیعدالتی و خشونت از سوی گروهها و افرادی که در زندگی واقعی مانند تبهکاران رفتار میکنند قانون را دور میزنند و چشم افراد آسیبپذیر را بر حقیقت میبندند و غیره... و قربانیان تبهکارانی که پشت پوشش باورهای تقلیدی پنهان شدهاند، از ترس جان خود و عزیزانشان جرئت ندارند، حرفی بزنند چون ضعیف هستند و نمیدانند چگونه از شواهد استفاده کنند!!! در برخی نقاط جهان هنوز اوضاع چنین است- اگر مسیحی باشید و مسلمان نباشید، اعدامتان میکنند. اگر زن باشید، نمیتوانید تحصیل کنید و غیره. نه فرصت مناسبی برای رفتن به آنجا (ویتنام) میبینم نه فرصت مناسبی برای رفتن به آنجا (ویتنام) میبینم و نه اطمینان دارم که رفتن به آنجا امن باشد، هرچند اطمینان دارم که دولت کنونی بسیار خوب عمل میکند و واقعاً تا جایی که در توان دارد به مردمش رسیدگی میکند. خدایا، سپاسگزارم. اما من باید به امور این جهان رسیدگی کنم. به جایی نمیروم که جانم را به خطر بیندازد یا آزادیام برای کار کردن در راه 'خدا' را به خطر بیندازد. در این جهان نامتعادل، به نظر میآید افراد بد آزادانه پیشرفت میکنند؛ شاید افراد خوب، اقبال کمتری داشته باشند! بهویژه آنهایی که حقیقتاً در راه 'خداوند' و برای منفعت انسانها کار میکنند! ما هنوز آنقدرها هم آزاد نیستیم؛ در بعضی کشورهای دیگر حتی محدودیتهای شدیدتری وجود دارد. حتی محدودیتهای شدیدتری وجود دارد. نمیخواهم به آن اشاره کنم. خودتان میدانید. و دومی تایوان (فورموسا) است. تایوان (فورموسا) نخستین کشوری بود که با رسالتم وارد آن شدم. و آنها با آغوش باز مرا پذیرفتند و کمکم کردند آموزههای 'خدا'، حقیقت را در همهجا گسترش دهم. پس از آنها محافظت میکنم. مسلمه، افراد بدی که در درون یا بیرون با اعمالشان با 'خدا' مخالفت میکنند یا چنان مسموم شدهاند که نمیتوانند از تعالیم من پیروی کنند- باید تاوان کارمای شخصی خود و هر کارمای بد دیگری را که در ارتباط با خانواده، خاندان، همسایگان یا هر کسی که با او در تماس هستند ایجاد کردهاند، بپردازند. آنها باید بهای آن را بپردازند، کارمای بدی را که خودشان ایجاد کردهاند. من همچنان سعی میکنم به آنها کمک کنم، اما آنها باید بهرحال مجازاتشان را بگذرانند. اما سایر تایوانی ها (فورموسایی) خوب هستند. شاید از من پیروی نکنند، اما همگی مرا میشناسند و به من احترام میگذارند. هر وقت به تایوان (فورموسا) بازمیگردم با استقبال محبتآمیزشان روبهرو میشوم. من همه مناطق تایوان (فورموسا) را نمیشناسم اما دستکم آن استان و مناطق اطراف، جاهایی که دوباره به آنها رفتهام. اگر اتفاقی آنها را ببینم، همگی مرا میشناسند و محبت و احترام بسیاری به من نشان میدهند. البته من هم در قلبم و آشکارا دوستشان دارم و به آنها احترام میگذارم. بنابراین به این دو کشور کاری نداشته باش. به زیردستانت بگو: "دیگر رهبران بد که همین حالا هم از مواد سکرآور مسموم یا تحت نفوذ شیطان هستند، بیشتر تحریک نکنید. به آنها بگو به این دو کشور هم کاری نداشته باشید. زیرا با مجازاتی عظیم و ابدی روبهرو خواهند شد، نهفقط خودشان، بلکه هر آنچه به آنها مربوط است. و این را جدی میگویم. معمولاً نمیخواستم این را علنی بگویم، اما چون با من و کارم میجنگی و به شاگردانم آسیب میرسانی، بهویژه کسانی که برای سوپریم مستر تلویزیون کار میکنند، که همهٔ چیزهای خوب را پخش میکند و به مردم یادآوری میکند خوب باشند تا بتوانند آزاد شوند و رهایی یابند؛ چون اجازه میدهی زیردستانت این کار را بکنند یا خودت هم این کار را میکنی. بههرحال، شما با هم این کار را میکنید. برای همین حالا باید به تو بگویم: مراقب باش. اینکه هنوز بیرون از جهنمت زیردستانی سرسخت و قدرتمند داری، به این معنا نیست که هر کاری دلت خواست انجام بدهی؛ نیکی همیشه پیروز خواهد شد. بدکاران همیشه محکوم به نابودی خواهند بود، مجازات خواهند شد یا تا ابد در جهنم زندانی میشوند. برای نمونه، زمانی که شاکیامونی بودا هنوز در قید حیات بودند، بارها به شیوههای گوناگون کوشیدند به معبود یکتای جهانی آسیب برسانند. حتی میخواستند ایشان را بکشند، اما فقط توانستند انگشت پای ایشان را قطع کنند و غیره. و عیسی مسیح، پسر 'خدا'، آنگونه وحشیانه، ظالمانه و شیطانی کشته شدند. میبینی چه بر سر آنها آمد؟ قرنها و قرنها و قرنها و قرنها گذشته است و آنها بیشازپیش ستایش شدهاند، بیشازپیش محبوب و نامدار شدهاند، برای همیشه. این را میبینی؟ نیکی همیشه پیروز خواهد شد. نیکی نهفقط در جهان مادی، بلکه در روح و دل انسانها نیز پیروز میشود. بااینکه تا این حد مسموم شده اند، باز هم بهنوعی میدانند نیکی چیست و چه کسی را باید ستایش کنند و دوست بدارند. من فقط دو نمونه را بیان میکنم، اما بسیاری از استادان از نظر فیزیکی یا روانی آسیب دیدهاند یا آزادیشان گرفته شده. هر کاری که شیاطین کوشیدند علیه آنها انجام دهند، همیشه شکست خورد. آنها برای همیشه، تا ابد، در قلب انسانها ماندگار، گرامی و محبوب می مانند. پس شاید جنگطلبانی مثل تو برای چند سال در چند نبرد پیروز شوند، اما هیچکس به تو و رهبرانی که تحتتأثیر قرار دادهای اهمیتی نمیدهد. آنها بههرحال با فلاکت خواهند مرد. هیچکس دوستشان ندارد. و تاریخ برای همیشه بدترین اعمال شیطانی آنها را ثبت خواهد کرد، اعمالی که بهخاطر تو و اهریمنانی که با آنها همکاری میکنی، مرتکب شدهاند. نام استادان جهان را به یاد بیاور آنان که به صلیب کشیده شدهاند، استادانی که به قتل رسیدهاند، استادانی که در زندان بر اثر مسمومیت جان باختند، یا بیرون از زندان، در برابر چشم مردم. چه بر سر آنها آمد؟ آنها فقط میتوانند به جسم اساتید آسیب برسانند، اما نمیتوانند به قداستشان آسیبی بزنند. مردم تا ابد آنها را ستایش میکنند. هر کدام از آنها را که نام ببری. برای نمونه، همهٔ استادان سیک، همهٔ شاگردان حضرت عیسی مسیح... همهٔ استادانکه بعد از نیروانای بودا آمدند، همه مردم، هنوز نام آنها را میدانند و تعالیمشان را میآموزند. و 'بودیدارما' نیز وقتی در قید حیات بود، پیروان زیادی نداشت. اما تعالیم او، حتی تعلیمی کوتاه، در حافظه و تاریخ کیهان و در قلب مردمی که درست را از نادرست تشخیص میدهند، حک شده است. همهٔ استادان 'جین' و بسیاری دیگر را هم در نظر بگیر که حتی چندین کتاب برای نوشتن نام همه آنها کافی نیست. انسانها با آنها مهربانانه رفتار نکردند، انسانها با آنها مهربانانه رفتار نکردند، اما آنها تا ابد در قلب کائنات و در قلب تکتک روحهای انسانی زندهاند. پس شماها، شما بدها، که برای نیروی منفیای کار میکنید که حدود ۱۰ هزار سال قبل این سیاره را دزدیده، مسیرتان را تغییر دهید. از آن راه برگردید. راه عشق را در پیش بگیرید. آنگاه شاید بخشیده شوید. شاید بتوانید از جهنم، از داوریِ نهایی، در امان بمانید. شاید بتوانید آزادانه و بدون عذاب وجدان زندگی کنید. حداقل میتوانید خودتان را ببخشید و شاد باشید، به نام 'خدا' و در رحمت 'خداوند'، برکت بیابید. وگرنه، زندگیای برایتان نمیماند و انتخابی نخواهید داشت. عذاب وجدان رهایتتان نخواهد کرد. کارمایتان در جهنم آنقدر انباشته خواهد شد که ممکن است سوزاندنش تا ابد طول بکشد. برای همین باید تا ابد در جهنم بمانید، تا همهٔ گناهانتان بسوزند و پاک و زدوده شوند و کاملاً تطهیر شوید. این تا ابد طول میکشد یا شاید هرگز رخ ندهد. هرگز چنین نخواهد شد اگر بیدار نشوید، اگر توبه نکنید، اگر طلب بخشش نکنید و گناهانتان را با در پیش گرفتن راه نیکی، با کمک به دیگران و آسیب نرساندن به هیچکس، جبران نکنید. فعلاً همین. و اگر موضوعی واقعاً مهم و فوری نیست، با من صحبت نکن. اگر صلح بازگردد، اگر صلح به این سیاره بازگردد، شاید، شاید در مجازات گناهانت تجدیدنظر کنم و شاید آنوقت با تو صحبت کنم. اکنون باید جلسهای داشته باشم با 'اعلیترین تثلیث قدرتمند'. باید بروم. هر حرفی داری، برای بعد نگه دار. وقتی اعمالت نشان داد که برای جبران گناهانت تلاش کردهای، آنوقت با من حرف بزن. Photo Caption: " 'خداوند' هر چیزی را در طبیعت وحشی، ویژه میکند"











